موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

119

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

دارد . اين لباس را گاه روى دوش اندازند و زمانى دست در آستين آن كنند . ناخن و انامل خود را قرمز و موهاى خود را سياه كنند . اختلاف لباس حاكم و خان و برزگر فقط در خوبى و بدى پارچه است و در خصوص كلاه اغنيا بعلاوه شالى نيز دور كلاه پوست خود مىپيچند . تمول و دارائى اشخاص فقط از كليجه معلوم مىشود كه گاه از ماهوت‌هاى اعلاى انگليسى و زردوزيست و گاه از شال كشميرى . با وجود حجاب و تعصبى كه مشرق زمينيان در پوشاندن خود از نامحرم دارند عده‌اى از زنان اين شهر را كه ديديم لباسشان به نظر ما جلوه نكرد ، چه شلوار گشادى دارند كه تا قوزك پايرا مىپوشاند و نيم‌تنه‌اى كه تا زانو ميآيد بعلاوه چادرى هم روى آن بسر ميكنند كه تمام بدنرا مستور ميدارد . روى خود را زنان بغازه « 1 » گلگون كنند . زنان اعيان و متمولين بالبسهء فاخره ملبسند و زنان فقراء با قمشهء پنبه‌اى . آنان بناز و كرشمه قلوب شوهران و اربابان خود را بدست مىآورند اين كار در حرمى كه پنجاه شصت نفر ازين مخدرات مستوره در آن است خيلى مشكل است . از داخل حرمخانه كسى اطلاعى ندارد مگر همان آقاى خانه ، چه زنى كه يك دفعه داخل آن شد تمام عمر حق خروج از آن را ندارد . اين بود مختصرى از شرح زندگانى مردم اين سرزمين . چون عموم خانه‌ها وسيع و داراى ديوارهاى بلنديست در عوض حرمخانه را بشكلى ميسازند كه از خارج بهيچوجه داخل آن ديده نشود . منزل اين زنان كه دشمن يكديگرند بقدرى بهم نزديك است كه ممكن نيست چيزى در اطاقى گفته شود بدون اينكه در اطاق مجاور شنيده نشود . هر كنگاش محرمانه‌اى با شاخ و برگ زياد به گوش صاحب خانه ميرسد ، اين است كه ميگويند ديوار حرمخانه گوش دارد . مثلا اگر زنى خود را به خواندن سرگرم كند ديگران با علم باينكه او هم بموقع سخت تلافى خواهد كرد او را مسخره مىكنند . زنى كه ميراث پدرى خود را به شوهر خود داده عيال او شده باشد خود را بىنهايت خوشبخت ميداند ولى متأسفانه گرفتار جادو و جفر زنان ديگر است . فقط شوهر از رقابت زنان زيبا و جوان خود استفاده مىكند به همين معنى كه زنان صبح

--> ( 1 ) سرخاب